تبليغاتX
شکستنی
به سراغ من اگر می آئید نرم و آهسته بیایید مبادا ترکی بردارد چینی نازک تنهایی من


شکستنی








دلم همچون شقایق های بی پروا

همیشه میل زیستن دارد

ولی افسوس نمی داند که عمر گل چه کوتاه است

نمی داند پس این در به در گشتن در این صحرای وانفسا

فراز کوه باید رفت و آرامش گرفت آنجا

نمی داند که مقصد جای دیگر است.

نمی داند سفر باید که تا شاید سحر باشد

ولی حالا چه راحت قانعش کردم

به او گفتم سفر باید سفر باید

دلم دیگر قرارش را نمی یابد

چرا چون عازم درد است

برای بازگشتن به رویاهای شیرینش

خدایا کمکم کن از سفرم پشیمون نشم و همیشه با یاد تو آرام بگیرم.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387 ساعت 23:44  توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه  | 



.........................................