تبليغاتX
شکستنی
به سراغ من اگر می آئید نرم و آهسته بیایید مبادا ترکی بردارد چینی نازک تنهایی من


شکستنی








خدای خوب و مهربونم

ای آرامش وجودم

خیلی دلم گرفته

نمی دونم چی شده دوباره شقایقا داغدار شدن

دوباره شمعدونی های لب باغچمون سکوت اختیار کردن

انگار قرار نیست این غما به انتها برسن

چرا دیگه قناری توی قفسش آواز نمی خونه

انگار هنوز باور نکرده سهمش قفسه از این دنیای به این بزرگی

انگار دل منم نمی خواد اینو بپذیره که تنهایی براش یه قسمته

نمی خواد قبول کنه که سهمش از این همه زیبایی های دنیای تو فقط غمه

ولی به یه چیزی ایمان داره و اون هم اینه:

به این باور رسیده که تو ، یه روزی بهش نگاه می کنی

از همه دردا نجاتش می دی

خدای شقایق ها خدای کوهها

به انتظار ظهور پرستوهای عاشق چشمهایم را به آسمان آبی ات خواهم دوخت

تا شاید  دوباره آرامشم رو  پیدا کنم.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 ساعت 14:40  توسط كسيكه براي همه خوشبختي آرزو ميكنه  | 



.........................................